تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
103
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
تركيب اعراض از ما به الاشتراك و ما به الامتياز ، وجود خارجى نداشته و در خارج همان ما به الامتياز است كه عبارت از حقيقت بياض خارجى و حقيقت سواد خارجى باشد . تركيب در اين صورت از جهت مقايسهء شىء با شىء ديگر ، مثل مقايسهء بياض با سواد حاصل مىگردد كه ما به الاشتراك آنها لونيت منتزعه مىباشد . پس واجب گرچه خارجاً بسيط است ولى بساطت آن مانند بساطت اعراض بوده و داراى تركيبى مانند تركيب در اعراض است . بنا بر اين : آنچه با مقايسهء با او مىخواهيم جهت اشتراك انتزاع نماييم يا در عرض واجب است بدون اينكه معلول و يا علت آن واجب باشد و يا او و واجب هر دو معلول علت واحده مىباشند و آن علت با واجب مساوى بوده و در عرض واجب است و ما با ادلهاى كه بر توحيد واجب اقامه كرديم از اينكه دوباره اثبات نماييم كه واجب واحد است و دو تا نيست مستغنى هستيم . و اگر آنچه با مقايسه با او مىخواهيم جهت اشتراك انتزاع نماييم ممكن باشد ، اگر بگوييم آن ممكن معلول علت ديگرى غير از واجب است ، باز تعدد واجب لازم مىآيد . و اگر بگوييم معلول واجب است ، پس در رتبهء متأخره از واجب خواهد بود و نمىتوان گفت وجوب وجود از مرتبهء متأخره از ذات واجب انتزاع مىشود . و اگر آن ممكن جزء ذات واجب الوجود باشد ، محال است واجب از يك جزء واجب و يك جزء ممكن مركب باشد ؛ زيرا اگر يك جزء واجب ممكن باشد ، چطور مىشود كه از دو ممكن يا از يك ممكن و يك واجب ، واجب الوجود حاصل شود . و اگر آن چيزى كه با مقايسهء با او جهت اشتراك انتزاع مىشود ممكن باشد ، لا بد يا از هر دو طرف واجب و ممكن ما به الامتياز خواهد بود كه در اين صورت هر كدام فاقد آنچه ديگرى واجد آن است خواهد بود و در نتيجه واجب فاقد آنچه ممكن واجد آن است بوده و اين نقصان در واجب است و واجب نقصان ندارد . و يا واجب فاقد آنچه ممكن واجد آن است بوده و ممكن فاقد آنچه واجب واجد آن است نيست و اين بدتر از صورت اول است .